دوست داشتنِ تو در من اینگونه است ڪـہ ، هروقت سعے ڪرده ام فراموشت ڪنم بیشتر حواسم جمع تو شده، بیشتر عڪسهایت را تماشا ڪردهام و بیشتر از همیشـہ برایت نوشتهام. من از عهدهے هر ڪارے ڪـہ ارادهاش را ڪنم بر مے آیم الا دوست نداشتنِ تو! الا ننوشتن از تو! الا سر ڪردن بدونِ تو !